الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

220

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

شد كه عبد اللّه فوت كرده است . دايىهايش در مورد مريضى عبد الله و اقداماتى كه انجام داده بودند ، توضيح دادند . حارث به مكه بازگشت و آنها را از مرگ عبد الله باخبر كرد و پدر و برادران و خواهرانش بسيار ناراحت و اندوهگين شدند و در آن زمان هنوز رسول الله صلّى اللّه عليه و آله متولد نشده بود و عبد الله به هنگام وفات بيست و پنج‌ساله بود . سپس مىگويد : و روايت شده است كه وى در هفت‌ماهگى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فوت كرده است و گفته شده است كه در هنگام وفاتش ، رسول الله صلّى اللّه عليه و آله بيست و هشت‌ماهه بوده است . ( 1 ) سپس كازرونى از واقدى نقل مىكند كه عبد الله يك گله گوسفند و پنج شتر و يك كنيز به نام بركة از خويش به ارث گذاشت و اين كنيز همان امّ ايمن است كه وظيفه حضانت از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را بر عهده داشت . « 1 » طبرسى مىگويد : گفته شده است كه رسول الله به هنگام فوت پدرش ، هفت‌ماهه بوده است . « 2 » ( 2 ) إربلى مىنويسد : وى دو سال و چهار ماه با پدرش زندگى كرد و سپس مىنويسد : گفته شده است كه به هنگام فوت پدرش هفت‌ماهه بوده است . « 3 » إربلى اين سخنش را از طبرسى حكايت مىكند و سخن اولش همان سخن هشام كلبى است ، چنان كه طبرسى گفته است : و امّا هشام كلبى مىگويد : عبد الله پس از آن كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بيست و هشت‌ماهه شد « 4 » ، درگذشته است . اما آنچه كه روايت ابن اسحاق در مورد وفات عبد الله قبل از ميلاد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را تأييد مىكند ، اين است كه ما به هيچ خبر يا اثرى از عبد الله در هنگام ميلاد رسول الله دست نيافتيم و بلكه جدش عبد المطلب را مىبينيم كه به دنبال يافتن دايه‌اى براى وى بوده است . ( 3 ) دوران شيرخوارگى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله مجلسى از كازرونى در المنتقى از برّهء خزاعيه نقل مىكند : اوّلين كسى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را شير داد ، ثويبه ، كنيز ابو لهب ، بوده است . ثويبه نوزادى به نام مسروح داشت و قبل از آن كه

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 15 ، ص 124 - 125 به نقل از المنتقى فى مولد المصطفى تأليف محمد بن مسعود كازرونى و در ص 116 از كتاب العدد نقل شده است كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله اين اموال را از مادرش به ارث برد . ( 2 ) . إعلام الورى ، ج 1 ، ص 52 . ( 3 ) . كشف الغمّة ، ج 1 ، ص 16 . ( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 165 .